تبليغاتX
Vip-meti

Vip-meti

$

کل کل دوتا شاعر در مورد دختر و پسر! ( طنز )

خانم ناهید نوری :
به نام خدایی که زن آفرید / حکیمانه امثال ِ من آفرید
خدایی که اول تو را از لجن / و بعداً مرا از لجن آفرید !
برای من انواع گیسو و موی / برای تو قدری چمن آفرید !
مرا شکل طاووس کرد و تورا / شبیه بز و کرگدن آفرید !
به نام خدایی که اعجاز کرد / مرا مثل آهو ختن آفرید
تورا روز اول به همراه من / رها در بهشت عدن آفرید
ولی بعداً آمد و از روی لطف / مرا بی کس و بی وطن آفرید
خدایی که زیر سبیل شما / بلندگو به جای دهن آفرید !
وزیر و وکیل و رئیس ات نمود / مرا خانه داری خفن آفرید
برای تو یک عالمه کِیْسِ خوب / شراره ، پری ، نسترن آفرید
برای من اما فقط یک نفر / براد پیت من را حَسَنْ آفرید !
برایم لباس عروسی کشید / و عمری مرا در کفن آفرید
به نام خدایی که سهم تو را / مساوی تر از سهم من آفرید





پاسخ دندان شکن از نادر جدیدی :
به ‌نام خداوند مردآفرین / که بر حسن صنعش هزار آفرین
خدایی که از گِل مرا خلق کرد / چنین عاقل و بالغ و نازنین
خدایی که مردی چو من آفرید / و شد نام وی احسن‌الخالقین
پس از آفرینش به من هدیه داد / مکانی درون بهشت برین
خدایی که از بس مرا خوب ساخت / ندارم نیازی به لاک، همچنین
رژ و ریمل و خط چشم و کرم / تو زیبایی‌ام را طبیعی ببین
دماغ و فک و گونه‌ام کار اوست / نه کار پزشک و پروتز، همین !
نداده مرا عشوه و مکر و ناز / نداده دم مشک من اشک و فین!
مرا ساده و بی‌ریا آفرید / جدا از حسادت و بی‌خشم و کین
زنی از همین سادگی سود برد / به من گفت از آن سیب قرمز بچین
من ساده چیدم از آن تک‌ درخت / و دادم به او سیب چون انگبین
چو وارد نبودم به دوز و کلک / من افتادم از آسمان بر زمین
و البته در این مرا پند بود / که ای مرد پاکیزه و مه‌جبین
تو حرف زنان را از آن گوش گیر / و بیرون بده حرفشان را از این
که زن از همان بدو پیدایش‌ات / نشسته مداوم تو را در کمین

+ نوشته شده در  26 May 2010ساعت 11 PM  توسط Mehdi  | 

کلاس‌هاى تخصصی براى خانم ها:

 

توجه: به دلیل پیچیدگى و مشکلى موضوعات، براى هر کلاس بیش از ۴ نفر ثبت نام نمی‌شود !

کلاس ١
چگونه ۲٫۵ متر
ماشین رو تو ۸ متر جای پارک قرار دهیم؟

برگزارى به صورت مرحله به مرحله همراه با نمایش اسلاید
مدّت: ۴ هفته، دوشنبه‌ها و چهارشنبه‌ها از ساعت ١٩ تا ٢١

 

کلاس ٢
مسابقه فوتبال یک
ورزش است نه فیلم غیر -اخلاقی

برگزارى به صورت میزگرد و بحث آزاد
مدّت: ٢ هفته، شنبه‌ها از ساعت ١٨ تا ٢٠

 

کلاس ٣
آیا
می‌توان با آمادگی قبلی برای رفتن به مراسم عروسی

همزمان با آقایان حاضر شد؟

برگزارى به صورت کار عملى و گروهى
مدّت: ۴ هفته، یکشنبه‌ها از ساعت ١٩ تا ٢١

 

کلاس ۴
نحوه گرفتن صحیح فرمان اتومبیل (بطور ثابت و در حال دور زدن)

برگزارى به صورت نمایش فیلم با توضیحات تکمیلى
مدّت: ٣ هفته، پنج‌شنبه‌ها از ساعت ١۴ تا ١۶

 

کلاس ۵
نحوه
تشخیص تاریخ انقضاء مواد خوراکی از روی بسته آنها هنگام خرید

برگزارى به صورت نمایش ویدیویى
مدت: ۴ هفته، سه‌شنبه و پنج‌شنبه‌ها از ساعت ١٩ تا ٢١

 

کلاس ۶
عدم ترس از نازل پمپ بنزین و استفاده از آن

برگزارى به صورت کارگاه آموزشى همراه با گروه‌هاى پشتیبان
مدت: ۴ هفته، چهارشنبه‌ها و پنج‌شنبه‌ها از ساعت ١٩ تا ٢١

 

کلاس ٧
اهمیت دادن به ظاهر و
هیکل خود بعد از ازدواج به مانند قبل آن

برگزارى به صورت بحث آزاد
مدّت: ٢ هفته، دوشنبه‌ها از ساعت١٨ تا ٢٠

 

کلاس ٨
گفتن “
عزیزم” به شوهر سلامتى شمارا به خطر نمی‌اندازد

برگزارى به صورت نمایش اسلاید همراه با نوار صوتى
مدّت: سه شب، یک‌شنبه، سه‌شنبه و پنج‌شنبه از ساعت ١٩ تا ٢١

 

کلاس ٩
چطور می
توان با تلفن زیر ۳۰ دقیقه صحبت کرد؟

برگزارى به صورت میزگرد و بحث آزاد
مدّت: حداقل ۶ ماه، سه‌شنبه‌ها از ١٨ تا ٢٠

 

کلاس ١٠
آیا از لحاظ ژنتیکى غیرممکن است که هنگامی که

خانم های خودمانی با هم تنها هستند حرف های زشت نزنند؟

برگزارى به صورت شبیه‌سازى کامپیوترى
مدّت: ۴ هفته پنج‌شنبه‌ها از ساعت ١٢ تا ١۴

 

کلاس ١١
تفاوت‌هاى بنیادى بین شوهر و
آرنولد شوارتزنگر ، براد پیت و بیل گیتس

برگزارى به صورت آنلاین و نقش بازى کردن
مدّت: نامحدود، سه‌شنبه‌ها از ساعت ١٩ تا ٢٢

 

کلاس ١٢
رد نشدن از جلوی تلویزیون با جاروبرقی به
هنگام پخش فینال جام باشگاه های اروپا

برگزارى به صورت تمرینات مدیتیشن و روش‌هاى تنفسى
مدّت: ۴ هفته، شنبه‌ها و سه‌شنبه‌ها از ١٧ تا ٢٠

 

کلاس ١٣
عدم
حساسیت به دختران زیبا تر از خود و

عدم زشت خطاب کردن آنها و ایراد بستن به آنها

برگزارى به صورت جلسات شوک درمانى
مدّت: سه شب، یک‌شنبه و سه‌شنبه و پنج‌شنبه از ساعت ١٩ تا

 

+ نوشته شده در  13 Apr 2010ساعت 8 PM  توسط Mehdi  | 

کلاس‌های تخصصی برای آقایان:

 

توجه: به دلیل پیچیدگى و مشکلى موضوعات، براى هر کلاس بیش از ٨ نفر ثبت نام نمی‌شود !

کلاس ١
چگونه جایخى را پر می‌کنند؟

برگزارى به صورت مرحله به مرحله همراه با نمایش اسلاید
مدّت: ۴ هفته، دوشنبه‌ها و چهارشنبه‌ها از ساعت ١٩ تا ٢١

 

کلاس ٢
آیا دستمال توالت خود به خود عوض می‌شود؟

برگزارى به صورت میزگرد و بحث آزاد

مدّت: ٢ هفته، شنبه‌ها از ساعت ١٨ تا٢٠

 

کلاس ٣
مسئولیت پذیری در قبال سطل زباله بردن یا نبردن ؟

برگزارى به صورت کار عملى و گروهى
مدّت: ۴ هفته، یکشنبه‌ها از ساعت ١٩ تا ٢١

 

کلاس ۴
تفاوت‌هاى بنیادى بین سبد لباس‌هاى کثیف و کف زمین

برگزارى به صورت نمایش فیلم با توضیحات تکمیلى
مدّت: ٣ هفته، پنج‌شنبه‌ها از ساعت ١۴ تا ١۶

 

کلاس ۵
آیا ظرف‌هاى غذا می‌توانند خودشان پرواز کنند

و در سینک آشپزخانه فرود آیند؟

برگزارى به صورت نمایش ویدیویى
مدّت: ۴ هفته، سه‌شنبه و پنج‌شنبه‌ها از ساعت ١٩ تا ٢١

 

کلاس ۶
گم کردن ریموت کنترل و از دست دادن هویت

برگزارى به صورت کارگاه آموزشى همراه با گروه‌هاى پشتیبان
مدّت: ۴ هفته، چهارشنبه‌ها و پنج‌شنبه‌ها از ساعت ١٩ تا ٢١

 

کلاس ٧
یادگیرى چگونگى پیدا کردن چیزها …… ابتدا نگاه کردن

به سرجایش و بعد زیر و رو کردن خانه

برگزارى به صورت بحث آزاد
مدّت: ٢ هفته، دوشنبه‌ها از ساعت١٨ تا ٢٠

 

کلاس ٨
حفظ سلامتى … گل آوردن براى همسر

سلامتى شمارا به خطر نمی‌اندازد

برگزارى به صورت نمایش اسلاید همراه با نوار صوتى
مدّت: سه شب، یک‌شنبه، سه‌شنبه و پنج‌شنبه از ساعت ١٩ تا ٢١

 

کلاس ٩
مرد واقعى هنگامى که راه را گم کرد از یکنفر سوال می‌کند

برگزارى به صورت میزگرد و بحث آزاد
مدّت: حداقل ۶ ماه، سه‌شنبه‌ها از ١٨ تا ٢٠

 

کلاس ١٠
آیا از لحاظ ژنتیکى غیرممکن است که به هنگام پارک کردن ماشین

توسط همسرتان ساکت بنشینید؟

برگزارى به صورت شبیه‌سازى کامپیوترى
مدّت: ۴ هفته پنج‌شنبه‌ها از ساعت ١٢ تا ١۴

 

کلاس ١١
تفاوت‌هاى بنیادى بین مادر و همسر

برگزارى به صورت آنلاین و نقش بازى کردن
مدّت: نامحدود، سه‌شنبه‌ها از ساعت ١٩ تا ٢٢

 

کلاس ١٢
حفظ آرامش به هنگام خرید کردن همسر

برگزارى به صورت تمرینات مدیتیشن و روش‌هاى تنفسى
مدّت: ۴ هفته، شنبه‌ها و سه‌شنبه‌ها از ١٧ تا ٢٠

 

کلاس ١٣
مبارزه با فراموشى … به یادآوردن روز تولد،

سالگردها و سایر تاریخ‌هاى مهم

برگزارى به صورت جلسات شوک درمانى
مدّت: سه شب، یک‌شنبه و سه‌شنبه و پنج‌شنبه از ساعت ١٩ تا ٢١

کلاس ١۴
اجاق گاز: چیست و چگونه استفاده می‌شود؟

برگزارى به صورت نمایش زنده
سه‌شنبه‌ها از ساعت ١٨ تا ٢٠


 

+ نوشته شده در  13 Apr 2010ساعت 8 PM  توسط Mehdi  | 

آرزوهای زیبای ویکتورهوگو برای شما!

 آرزوهای زیبای ویکتورهوگو برای شما!

 
اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی،

و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد،

و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد،

و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی.

آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد،

بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی.

برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی،

از جمله دوستان بد و ناپایدار،

برخی نادوست، و برخی دوستدار

که دست کم یکی در میانشان

بی تردید مورد اعتمادت باشد.

و چون زندگی بدین گونه است،

برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی،

نه کم و نه زیاد، درست به اندازه،

تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد،

که دست کم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد،

تا که زیاده به خودت غرّه نشوی.

و نیز آرزومندم مفیدِ فایده باشی

نه خیلی غیرضروری،

تا در لحظات سخت

وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است

همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرِ پا نگهدارد.

همچنین، برایت آرزومندم صبور باشی

نه با کسانی که اشتباهات کوچک میکنند

چون این کارِ ساده ای است،

بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر میکنند

و با کاربردِ درست صبوری ات برای دیگران نمونه شوی.

و امیدوام اگر جوان که هستی

خیلی به تعجیل، رسیده نشوی

و اگر رسیده ای، به جوان نمائی اصرار نورزی

و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی

چرا که هر سنّی خوشی و ناخوشی خودش را دارد

و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند.

امیدوارم حیوانی را نوازش کنی

به پرنده ای دانه بدهی، و به آواز یک سَهره گوش کنی

وقتی که آوای سحرگاهیش را سر می دهد.

چرا که به این طریق

احساس زیبائی خواهی یافت، به رایگان.

امیدوارم که دانه ای هم بر خاک بفشانی

هرچند خُرد بوده باشد

و با روئیدنش همراه شوی

تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد..

بعلاوه، آرزومندم پول داشته باشی

زیرا در عمل به آن نیازمندی

و برای اینکه سالی یک بار

پولت را جلو رویت بگذاری و بگوئی: این مالِ من است.

فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان اربابِ دیگری است!

و در پایان، اگر مرد باشی، آرزومندم زن خوبی داشته باشی

و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی

که اگر فردا خسته باشید، یا پس فردا شادمان

باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیاغازید.

اگر همه ی اینها که گفتم فراهم شد

دیگر چیزی ندارم برایت آرزو کنم.


+ نوشته شده در  13 Apr 2010ساعت 8 PM  توسط Mehdi  | 

Anti Filter

+ نوشته شده در  5 Apr 2010ساعت 9 PM  توسط Mehdi  | 

راه های مخ زنی در دوره های مختلف

در عصر حجر
در این عصر چون هم زن و هم مرد زبون همدیگه رو نمی فهمیدن(چون هنوز زبان اختراع نشده بود) کار مردا سخت تر بود.چون دیگه نمیشد با صحبت کردن و عزیزم ساعت چنده و ببخشید مستقیم کدوم طرفه و .... مخ طرف رو بزنی.پس باید با استفاده از ظاهر و عملیات محیرالعقول یه زن رو به دست میوردی.

از جمله روش های مخ زنی این دوره عبارت بودند از:
- داشتن گرز بزرگ تر و و محکم تر (مثل امروز که هر کس ماشینش شیکتر و با کلاس تر باشد گزینه های بهتری گیرش میاد!)
- داشتن پشم و پیلی بیشتر در ناحیه سینه آقایون و کلاً در همه جای بدن! (نکته: پشم و پیلی نام یکی از عضو های بسیار مهم و حیاتی در بدن مرد های قدیم بود که نشانه مردانگی هم بود.)
- داشتن غار بزرگ تر
- داشتن لباس!(که این یکی رو فقط مرفهان بی درد اون دوره داشتند)

هدف از مخ زنی:بر اساس نقاشی های به دست آمده از روی غار ها انجام این عملیات احتمالاً هیچ هدفی رو دنبال نمی کرده و تنها جهت هضم شدن غذا بوده!(چون بر اساس مطالعات پزشکی گوشت دایناسور دیر هضمه و باید فعالیت شدید! داشته باشی تا هضم بشه)



بعد از عصر حجر یه عصری اومد که در اون زن ها خیلی راحت در دسترس بودند و لازم نبود کلی تلاش کنی تا مخشون رو بزنی. البته به دلیل تلاش های زیادی که بعضی از زنان فمنیست جهت حذف کردن این قسمت تاریخ داشته اند ما اطلاعات دقیقی از این دوران نداریم.ولی میدونیم همیشه هم نبوده که مردا زجر بکشن!بلکه یه دوره ای توی تاریخ بوده که مردا حالشو بردند و چیز دیگه ای که میدونیم اینه که احتمالاً زنهای این دوره انسانهای بسیار فهیم و با منطقی بوده اند و خودشون درک کردند که اگر الکی کلاس بذارند ترشیده می شن و میمونن روی دست ننه باباهشون واسه همین هیچوقت نه نمیگفتند!!!!

شما در ادامه ی مطلب مخ زدن در عصرهای مختلف دیگر در دوره های هخامنشی، قاجار، پهلوی، انقلاب تا چند سال پیش و بالاخره در دوره ی امروزی را مشاهده خواهید کرد ...




دوره هخامنشی


در این عصر رن و مرد زبون همدیگه رو می فهمیدند ولی هنوز ساعت مچی اختراع نشده بود که بشه با گفتن جمله عزیزم ساعت چنده مخ یه دختر خانوم رو بزنی! و اصولاً زن های این دوره دو دسته بودند یکی زن های اشراف زاده و درباری بودند که کافی بود یه تیکه ناقابل بشون بندازی تا حسابت با کرام الکاتبین و شخص داریوش و کورش کبیر باشه و دسته دیگه زن های رعیت بودند که تنها کاری که بلد بودند آشپزی و آوردن آب از چاه بود!برای همین در این دوران برای اینکه یک زن خوب رو برای خودت برداری باید اول کلی زحمت می کشیدی و روش های شمشیر زنی و ... رو یاد می گرفتی.بعد میرفتی توی جنگ شرکت می کردی.بعد اگه احیاناً زنده می موندی میتونستی یکی از زن های دشمن رو واسه خودت به غنیمت ببری!پس می بینیم که باز هم علی رغم اینکه انسان بسیار پیشرفت کرده بود(نسبت به عصر حجر) اما بازم مخ زنی یکی از کار های شاق بود!

اما برای زدن مخ زنان درباری باید ویژگی های زیر رو مد نظر قرار میدادند:
- حداقل یکی از اجداد پدری و مادری باید یه ربطی به دربار داشته باشه تا مثلاً خون پادشاهان در رگ اون مرد جاری باشه(به اصطلاح امروزی آقازاده باشه!!!)
- داشتن شمشیر از جنس طلا و سپر از جنس نقره و نیزه از جنس برنج (رجوع شود به شرایط گرز در عصر حجر)
- داشتن ریش بلند (رجوع شود به شرایط پشم! در عصر حجر)

هدف از مخ زنی:بر اساس کتیبه های به جا مانده از تخت جمشید هدف از مخ زنی داشتن نوکران و کنیزان زیاد و خوردن شراب بوده!

دوره قاجار
در این دوره یه پادشاهی بوده به اسم آقا (آغا) محمد خان قاجار که همه میدونیم چه مرگش بوده! آره دیگه خلاصه به خاطر این بلای خانمان سوزی که این جناب بش دچار شده بودند(و ایشالله خدا نصیب هیچ مردی نکنه) یه کمی زیاد عقده ای شده بودند و به همین دلیل نمی تونستند ببینن که یه مردی برای اینکه زن دلخواهش رو به دست بیاره عملیات مخ زنی انجام بده و هر کسی که این کارو می کرد چشماش رو در می آورد تا عبرت بقیه شه!و کلاً اون عملیات قدغن و غیر قانونی بوده. به همین دلیل در اون زمان به دلیل این محدودیت فوق العاده روش مخ زنی زیاد پیشرفتی نکرد و به دلیل زیر زمینی بودن! اطلاعات دقیقی از چگونگی انجام آن در دست نیست.البته بر اساس یک نوشته تاریخی تأیید نشده در این دوران برای مخ زنی بی بی صغرا و ننه سکینه پس از شناسایی دختر مورد نظر(یا همون طعمه) به حمام می رفتند (در روزی که طعمه هم به حمام می رفت ) و بدن وی را در حمام دید می زدند و در صورت تأیید این عزیزان و زدن مهر استاندارد و ایزو 9002 ادامه عملیات در خانه پدر دختر و تحت عنوان خواستگاری انجام میشد و نه پسر دختر رو می دید و نه دختر!(به نظر من که خیلی باحال بوده.فکرشو بکنید یه روز مامانتون بیاد بتون بگه ممد جان عزیزم امروز ساعت 5 برو کافی شاپ هویج دوست دخترت اونجا منتظرته!)

هدف از مخ زنی:
داشتن پسر جهت ادامه شغل پدر!

دوره پهلوی
در این دوره مردم یه کمی زیاد سیاسی فکر می کردند و اصولاً زیاد توجهی به دختر و مخ و این حرفا نداشتند و به غیر از شهرام شب پره و ابی و فردین بقیه مردا تو فکر براندازی نظام بودند! برای همین حکومت هم برای این که بیاد کار مردا رو آسون تر کنه و باعث بشه اونا دیگه به سیاست فکر نکنن یه مکان های تفریحی – بی فرهنگی! رو درست کرد به اسم کاباره که مردا می رفتن توش و یه کار های بدی رو انجام می دادن که من الان عرق شرم بر پیشانیم نشسته و نمی تونم بگم!خلاصه در این دوران هم به دلیل سهولت بیش از حد دسترسی به داف! عملیات مخ زنی چندان پیشرفتی نداشت.

اما خوب بر اساس نسخه های به جا مانده از فیلم های فارسی آن دوران چند تا کار سخت برای مخ زدن باید انجام میشده که عبارت بودند از:
- فقیر بودن و بی خانمان بودن پسر!(جهت زدن مخ دختران مرفه و بی درد این امر بسیار لازم بوده است)
- داشتن زور زیاد و توانایی دریبل زدن چند نفر به طور همزمان....نه چیز ببخشید منظورم توانایی کتک زدن چند نفر به طور همزمان بود(امان از دست این عادل فردوسی پور!)
- شباهت ظاهری به محمد علی فردین و بهروز وثوق
- کشیدن سختی های بسیار در دوران کوردکی
- داشتن شلوار دمپا گشاد و کت چهار خانه و ریش مدل داریوشی
- توانایی خواندن آهنگ سلطان قلب ها به صدای بلند!
- داشتن ویژگی مردانه در حد دعوت شدن به تیم ملی!(به طور مثال اون دوران یکی از نشانه های مردانگی بوی عرق و بوی نئشه آور! توالت بعد از خروج مردان بود! در حالیکه امروز این دو تا بو نشانه آبرو ریزی و بی کلاسیه)



هدف از مخ زنی:
رسیدن به پول و پله ی پدر پولدار دختر و داشتن زندگی راحت و مرفه!

دوره انقلاب تا چند سال پیش
در این دوره روش های مخ زنی تغییری کرد اساسی و به نام خواستگاری تغییر نام داد.یک آقا پسر گل باقالی با یک دسته گل و شیرنی همراه مادر و پدر به خانه دختر مورد نظر رفته و بعد از انجام کار های اداری لازم! از قبیل تعیین مهریه و شیر بها و .... دختر و پسر به صورت رسمی دوست دختر و دوست پسر می شدند که بهش زن و شوهر می گفتند!لازم به ذکر است که در انتهای این دوره نقش تکنولوژی در مخ زنی نمایان شد و سوال حیاتی و سرنوشت ساز عزیزم ساعت چنده توسط یکی از پیشگامان عرصه مخ و مخ زنی جناب آقای الف .ی اختراع گشت.

و اما ویژگی های لازم برای مخ زدن دختر خانوم ها:
- سر به زیر بودن آقا پسر(که واقعاً خیلی شرط سختی بوده)
- داشتن سابقه زندان(حداقل 6 ماه) در رژیم شاه
- داشتن سیبیل جهت نمایش مردانگی

هدف از مخ زنی:تشکیل خانواده و داشتن ارتش 20 میلیونی!

دوره امروز
به گواهی تاریخ در هیچ دوره ای به اندازه امروز مخ زدن دختر ها سخت تر نبوده و نخواهد بود! به طوری که امروز اگر یک پسر بخواهد مخ دختری را تیلیط(ترید) نمایدباید حتی الامکان و از نظر ظاهری شبیه یک دختر باشد تا آن دختر معصوم بتواند با پسر احساس نزدیکی کند!


ویژگی های اساسی جهت مخ زدن:
- داشتن ماشین و موبایل و سایر وسایل مدرن که نشان دهنده احترام به تکنولوژی می باشد!
- تسلط به زبان انگلیسی جهت گفتن عبارات ok عزیزم- چشم honey –momi وDady رفتن بیرون و من تنهام!-I love u و ....
- آشنایی به اینترنت و یاهو مسنجر ولی در عین حال انکار کردن این ویژگی در جمع!
- نداشتن سیبیل و پشم و پیلی و به طور کلی تمام ویژگی های مردانه دوره های قبلی
- به روز بودن (Up to date) در زمینه SMS های جدید!
- داشتن فامیل در کشور های اروپایی , امریکایی و حوزه دریای کارائیب!


و هزاران مورد دیگر که شما بهتر از من می دانید!



هدف از مخ زنی:
پر کردن اوقات فراغت و انجام راهکاری جهت حل معضل ازدواج!!

+ نوشته شده در  3 Apr 2010ساعت 3 PM  توسط Mehdi  | 

وبلاگ بچه های دانشگاه

+ نوشته شده در  7 Mar 2010ساعت 10 AM  توسط Mehdi  | 

شما بعنوان مرد خانواده ، چقدر عیالتان را دوست دارید ؟!

الف) به اندازه تعداد سکه های مهریه اش !
ب) به اندازه تعداد قطعات جهیزیه اش !
ج) به اندازه تعداد صفر های جلوی مبلغ موجودی حساب بانکی اش !
د) به اندازه تمام ستاره های آسمان در روز !

? – چه عاملی سبب شد تا شما به خواستگاری عیالتان بروید ؟!
الف) جوونی کردم !
ب) سادگی کردم !
ج) گول خوردم !
د) من که نرفتم خواستگاری ، اون اومد !

? – اگر خدایی ناکرده عیالتان فوت کند شما چه کار می کنید ؟!
الف) اول ناراحت و بعد خوشحال می شوید !
ب) اول خرما و بعد شاباش می دهید !
ج) اول قبرستان و بعد محضر می روید !
د) انشاا… بقای عمر ? تای دیگر باشه !

? – ملاک شما در انتخاب عیالتان چه بوده است ؟!
الف) املاک پدرش !
ب) دارایی پدرش !
ج) املاک و دارایی پدرش !
د) همه موارد !
 

? – اگر عیالتان از شما بخواهد که برای کادوی تولدش یک گردنبد طلا بخرید چکار می کنید ؟!
الف) تا بعد از روز تولدش گم و گور می شوید !
ب) تا بعد از روز تولدش خودتان را به مریضی می زنید !
ج) تا بعد از روز تولدش خودتان را به مردن می زنید !
د) آدرس یک بدلی فروشی کار درست را از دوستتان می گیرید !

? – محبت آمیز ترین جمله ایکه به عیالتان گفته اید چه بوده است ؟!
الف) عزیزم ، امروز صبحانه چی داریم ؟!
ب) عزیزم ، امروز ناهار چی داریم ؟!
ج) عزیزم ، امشب شام چی داریم ؟!
د) من واقعا … من واقعا عاشق …. من واقعا عاشق تو …. من واقعا عاشق تو روبچه با پنیرم !

? – در کارهای منزل چقدر به عیالتان کمک می کنید ؟!
الف) در خوردن غذا با او همکاری می کنید !
ب) کانال های تلویزیون را شما با کنترل عوض می کنید !
ج) موقعی که عیالتان مشغول تمیز کردن منزل یا شستن ظروف است ، با زدن صوت و دست او را تشویق می کنید !
د) گاهی اوقات کارهای شخصی تان را خودتان انجام می دهید !

? – اگر عیالتان با شما قهر کند برای آشتی کردنش چه کار خواهید کرد ؟!
الف) شما هم با او قهر می کنید تا زمانیکه خودش بیاید منت کشی !
ب) از طریق بکارگیری سیستم اعمال خشونت ، او را به زور آشتی خواهید داد !
ج) او را تهدید می کنید که اگر تا ?? بشمارید و آشتی نکند سریعا اقدام به اختیار نمودن همسر جدید می نمایید !
د) حاضرید یک چیزی هم بدهید اگر همیشه قهر باشد !

? – نظرتان در مورد این جمله چیست ؟ ( مهرم حلال ، جونم آزاد ! )
الف) زیبا ترین جمله دنیاست !
ب) با معنا ترین جمله دنیاست !
ج) خوشحال کننده ترین جمله دنیاست !
د) تخیلی ترین جمله عصر کنونی است !

?? – در کل ، از زندگی با عیالتان راضی هستید ؟!
الف) اگر نباشم چیکار کنم ؟!
ب) چاره ای جز این ندارم !
ج) یک جوری داریم می سازیم دیگه !
د) بله که راضی هستم البته تا زمانیکه بتوانم پول مهریه اش را جور کنم !
+ نوشته شده در  3 Feb 2010ساعت 8 PM  توسط Mehdi  | 

نظرتون در مورد این سوراخ! چیه؟

+ نوشته شده در  3 Feb 2010ساعت 7 PM  توسط Mehdi  | 

عشق هویجی!

Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service
+ نوشته شده در  18 Jan 2010ساعت 11 AM  توسط Mehdi  | 

ریاضی

 این بیچاره سعی خودش رو کرده ولی ظاهرا چاره ای دیگه  نداشته

حتما استادش هم از اونهایی بوده که به راه حل نمره نمیده (مثل میر حبیب ، استادمونو میگم) اگر چه اگه من جای این استاد بودم نمره اش رو بخاطر خلاقیتش میدادم

 

+ نوشته شده در  14 Jan 2010ساعت 3 PM  توسط Mehdi  | 

داستان مرد جوان و کشاورز

مرد جوانی در آرزوی ازدواج با دختر کشاورزی بود.
کشاورز گفت برو در آن قطعه زمین بایست.

من سه گاو نر را آزاد می کنم اگر توانستی دم یکی از این گاو نرها را بگیری من دخترم را به تو خواهم داد.

مرد قبول کرد.

در طویله اولی که بزرگترین بود باز شد. باور کردنی نبود بزرگ ترین و خشمگین ترین گاوی که در تمام عمرش دیده بود. گاو با سم به زمین می کوبید و به طرف مرد جوان حمله برد. جوان خود را کنار کشید تا گاو از مرتع گذشت.

دومین در طویله که کوچک تر بود باز شد. گاوی کوچک تر از قبلی که با سرعت حرکت کرد. جوان پیش خودش گفت: منطق می گوید این را ولش کنم چون گاو بعدی کوچک تر است و این ارزش جنگیدن ندارد.

سومین در طویله هم باز شد و همان طور که فکر می کرد ضعیف ترین و کوچک ترین گاوی بود که در تمام عمرش دیده بود.
پس لبخندی زد و در موقع مناسب روی گاو پرید و دستش را دراز کرد تا دم گاو را بگیرد…
اما گاو دم نداشت!

نتیجه :

دوست عزیز ، زندگی پر از ارزش های دست یافتنی است اما اگر به آن ها اجازه رد شدن بدهیم ممکن است که دیگر هیچ وقت نصیبمان نشود. برای همین سعی کن که همیشه اولین شانس را بربایی.

+ نوشته شده در  14 Jan 2010ساعت 2 PM  توسط Mehdi  | 

خطای دید (بسیار جالب)

Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service

در این تصویر یک استوانه سبز رنگ روی یک صفحه شطرنجی قرار دارد. که به روی خانه‌های سفید رنگ سایه‌ای ایجاد کرده. خانه سفید داخل سایه را B و خانه مشکی بیرون از سایه را A نامیده‌ایم رنگ هر دو مربع به نظر بسیار متفاوت از هم می‌باشد در صورتی که اینطور نیست!

 میتونید بعد از save کردن عکس با استفاده از نرم افزار Paint تمام نقاط را بجز مربع A و B پاک کنید.

 

تغییر چهره!

فقط با چرخاندن عکس این اتفاق می افتدنرم افزار محشر - تصویر در تصویر

 بقیه رو در ادامه مطلب ببینید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  13 Jan 2010ساعت 8 PM  توسط Mehdi  | 

کسیکه دنبال خوشبختی برود هیچوقت پیدایش نمی‌کند

خوشبختی یا خوشحالی چیزی هست که اگر آدم به صورت مستقیم و خودآگاهانه دنبالش باشه هیچوقت نمی‌تونه پیداش کنه. خوشبختی مجموعه همان لحظاتی هست که دائم در زندگیمون تسلسل دارند و ما از کنارشون با غفلت می‌گذریم. لحظاتی که وقتی طی شدند، بعد از گذشت روزها و سالها بر می‌گردیم و به آنها نگاه می‌کنیم و احساس می‌کنیم که چقدر آن موقع خوشحال بودیم. دلمون می‌خواهد که می‌توانستیم بر گردیم به آن لحظه در گذشته و زمان را متوقف کنیم تا آن خوشحالیمون ادامه پیدا کنه. گاهی اوقات آنقدر درگیر کارهای زندگی روزمره می‌شویم که واقعاً فراموش می‌کنیم که خوشبختی در همین لحظات کوچک زندگی است که آنها را داریم از دست می‌دهیم نه در بدست آوردن آن چیزهایی که جامعه به آنها برچسب خوشبختی زده.

صلح، عشق و کامیابی ارزانی همگان باد.

+ نوشته شده در  13 Jan 2010ساعت 8 PM  توسط Mehdi  | 

قوانين سه گانه نيوتن در باره دانشجويان فوق ليسانس و دکترا!!

با اینکه نیوتن برای کارهای مهمش در زمینه مکانیک معروف است، قوانین سه گانه نیوتن در مورد تخمین فارغ‌التحصیلی دانشجویان دکترا و فوق‌لیسانس که در زمان تحصیل او در کمبریج فرمول‌بندی شدند هنوز بعنوان مهمترین کشف علمی در حوزه تحصیلات تکمیلی شناخته می‌شوند!!

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  13 Jan 2010ساعت 8 PM  توسط Mehdi  | 

سخنان کوتاه بزرگان همراه با ترجمه انگلیسی

+ نوشته شده در  12 Jan 2010ساعت 6 PM  توسط Mehdi  | 

(ارزش) همراه ترجمه فارسی. جملات آموزنده انگلیسی

+ نوشته شده در  12 Jan 2010ساعت 6 PM  توسط Mehdi  | 

ضرب المثل و اصطلاحات انگلیسی

+ نوشته شده در  12 Jan 2010ساعت 5 PM  توسط Mehdi  | 

اس ام اس فلسفی انگلیسی با ترجمه فارسی

+ نوشته شده در  12 Jan 2010ساعت 5 PM  توسط Mehdi  | 

جمله های زیبای عاشقانه انگلیسی با ترجمه فارسی برای آموزش زبان انگلیسی

love is wide ocean that joins two shores

عشق اقیانوس وسیعی است که دو ساحل رابه یکدیگر پیوند میدهد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  12 Jan 2010ساعت 5 PM  توسط Mehdi  | 

لطیفه های خنده دار انگلیسی همراه با ترجمه فارسی

+ نوشته شده در  12 Jan 2010ساعت 5 PM  توسط Mehdi  | 

جمله های زیبای عاشقانه انگلیسی با ترجمه فارسی

+ نوشته شده در  12 Jan 2010ساعت 5 PM  توسط Mehdi  | 

متن های زیبای انگلیسی با ترجمه فارسی

+ نوشته شده در  12 Jan 2010ساعت 5 PM  توسط Mehdi  | 

“جملات رومانتیك انگلیسی با ترجمه آنها از دست بدی ضرر كردی”

+ نوشته شده در  12 Jan 2010ساعت 5 PM  توسط Mehdi  | 

کارت پستال های زیبا برای کریسمس ۲۰۱۰

+ نوشته شده در  12 Jan 2010ساعت 5 PM  توسط Mehdi  | 

sms انگلیسی با ترجمه فارسی

۱) Mathematics of Marriage

1.    Smart man + smart woman = romance

2.    Smart man + dumb woman = pregnancy

3.    Dumb man + smart woman = affair

4.    Dumb man + dumb woman = marriage

5.    Smart boss + smart employee = profit

6.    Smart boss + dumb employee = production

7.    Dumb boss + smart employee = promotion

8.    Dumb boss + dumb employee = overtime

---------------------------------------------------------------------------------------

2) kiss me every time

Diana, one evening, drew her husband's attention to the couple next door and said, 'Do you see that couple? How devoted they are? He kisses her every time they meet. Why don't you do that?'

'I would love to do that,' replied Diana's husband, 'but the problem is..........she won't let me.'

-------------------------------------------------------------------------------------------

3) why women are beautiful

'God,' inquired Adam, 'Why did you make Eve so beautiful?'

'So you would love her.'

'But why did you make her so dumb?'

'So she would love you.'

-----------------------------------------------------------------

۱) ریاضیات ازدواج

1-      مرد باهوش + زن باهوش = داستان عاشقانه

2-      مرد باهوش + زن خنگ = رابطه ی جنسی

3-      مرد خنگ + زن باهوش = عشقبازی

4-      مرد خنگ + زن خنگ = ازدواج

5-      ریئس زرنگ + کارگر زرنگ = سوددهی

6-      ریئس زرنگ + کارگر خنگ = تولید بیشتر

7-      رئیس خنگ + کارگر باهوش = پیشرفت کارگر

8-      رئیس خنگ + کارگر خنگ = اضافه کاری

-----------------------------------------------------------------

2 ) مرا هر روز ببوس

در یک بعد از ظهر دیانا توجه شوهرش را به زوج همسایه جلب کرد و گفت : آیا اون زن و شوهر رو می بینی؟ چگونه به هم علاقه مند هستند؟ شوهره هر روز زنه رو وقتی می بینه می بوسه! تو چرا این کارو نمی کنی؟

شوهر دیانا جواب می ده : من خیلی دوست دارم این کارو بکنم ، اما یه مسئله ای هست ....... اون به من اجازه نمی ده این کارو بکنم....

-------------------------------------------------------------------

3 ) چرا زن ها خوشگل هستند؟

آدم از خدا می پرسه که : چرا هوا رو خوشگل آفریدی؟

خدا جواب میده : چون تو دوستش داشته باشی ....

آدم میگه : چرا زن ها این قدر کودن هستند؟

خدا جواب میده : برای اینکه عاشق تو بشند!!!!!

+ نوشته شده در  12 Jan 2010ساعت 5 PM  توسط Mehdi  | 

خرکیف !

خرکیف یعنی جی !؟ ( طنز جالب )

http://4.bp.blogspot.com/_2QPi3P_-TwA/SrS2QXX4rZI/AAAAAAAAACM/Vh077_F9N0c/s320/%D8%AE%D8%B1%DA%A9%DB%8C%D9%81.bmp

خر کیف یعنی سر کلاس کاردانی نشسته باشی، دونفر از جلوی در کلاس رد بشن و بگن :” نه اینجا نیست… اینا بچه های کارشناسی ارشدن “•

خر کیف یعنی کلاستو دو در کنی و همون روز استاد حضورغیاب نکنه!

خر کبف یعنی اینکه یه لپ تاپ می گیری دستت اما ۲ قرون سواد نداری بهت بگن آقای مهندس!•

خر کیف یعنی راننده تاکسی باشی و دانشجوی پزشکی رو سوار کنی اونوقت وقتی می خواد پیاده شه بر حسب عادت به محیط دانشگاه بگه: مرسی آقای دکتر!

خر کیف یعنی زنگ موبایلت حسابی جلب توجه کنه!

خر کیف یعنی کسب بالاترین نمره میان ترم فقط از راه تقلب و امدادهای غیبی!

خر کیف یعنی فکر کنی کارتت تموم شده ولی در کمال ناامیدی کانکت شی و ساعتها تو اینترنت بچرخی!

خر کیف یعنی بابات قبض موبایلت رو پرداخت کنه و اصلا نپرسه که چرا اینقدر رقمش نجومی شده!

خر کیف یعنی استادت بگه نگران نباش! نمی افتی!


خر کیف یعنی با دوستات بری تریا، دوست اصفهانیت حساب کنه!

خر کیف یعنی توی یک مجلس بزرگ همه چشمشون دنبال مدل لباست باشه!

خر کیف یعنی دانشجو نباشی ولی از سایت دانشگاه، مفتکی استفاده کنی!

خر کیف یعنی پشت چراغ قرمز از ماشین بغلی یه چیزی پرت شه تو ماشینت (مثل شماره تلفن و یا حتی گوشی طرف!)

خر کیف یعنی تو دانشگاه همراه دوستت داری میری ولی پسر همکلاسیت فقط به تو سلام میکنه!

خر کیف یعنی یه جا با یه نفر همصحبت شی و رمانتیک بگه: “از قیافه تون معلومه که
دانشجویین!”

خر کیف یعنی توی مهمونی باشی و یکی از خانومای باکلاس و کار درست فامیل صدات کنه: خوشگل خانوم!

خر کیف یعنی یک منشی با مدیر عامل شرکت ازدواج کنه!

خر کیف یعنی بین کلاس ۱۲ تا ۲ و کلاس ۲ تا ۴ خودتو به یک آدم اهل رو درواسی بچسبونی و بری باهاش ناهار بخوری!

خر کیف یعنی موقع امتحان عملی استاد بره بیرون از کلاس و در رو هم ببنده!

خر کیف یعنی هیچی نخونده باشی و همه رو از رو دست بغلیت بنویسی بعد نمره ت از اون بیشتر شه!

خر کیف یعنی استاد یک سوال قلمبه بپرسه هیچکش جز تو نتونه جواب بده!

خر کیف یعنی وقتی مهمونای شهرستانیتون می رن بچه شون قشنگترین عروسکشو جا بذاره!

+ نوشته شده در  12 Jan 2010ساعت 4 PM  توسط Mehdi  | 

سری جدید آیا میدانید ، بسیار جالب و خواندنی

آیا میدانید ما مغزمان رو کنترل میکنیم یا مغزمان ما را؟
آیا میدانید ۲۰۰ میلیون موجود زنده روی زمین وجود دارد که انسان یکی از انها است
آیا میدانید یک قطره اب دارای ۱۰۰ میلیارد اتم است
آیا میدانید ایران به ۲۰ کشور تسلیهات نظامی صادر میکند
آیا میدانید ۸۰ ٪ موجودات دنیا را حشرات تشکیل داده اند
آیا میدانید تنها حیوانی که نمی تواند شنا کند شتر است
آیا میدانید روباه همه چیز را خاکستری می بیند
آیا میدانید گربه قادر نیست مزه شیرین را تشخیص دهد
آیا میدانید یک گرم سم مار کبری می تواند ۱۵۰ نفر را بکشد
آیا میدانید حس چشایی نوعی پروانه بزرگ ۱۳ هزار بار دقیق تر از انسان است

آیا میدانید لاما شتر بدون کوهانی است که به هنگام عصبانیت بر صورت طرف مقابل تف می اندازد.
آیا میدانید قلب گنجشک ۱۰۰ بار در دقیقه می تپد. گنجشک ها روی زمین می پرند.
آیا میدانید فیل تنها حیوانی است که می تواند ایستادن روی سر و گردن را یاد بگیرد.
آیا میدانید یک موش کور ۱۴ سانتی می تواند در یک شب تونلی به طول ۹۱/۴ متر حفر کند.
آیا میدانید مرغ ها برای تخمگزاری احتیاجی به خروس ندارند. خروس فقط برای بارور کردن تخم است
آیا میدانید کرم های ابریشم در ۵۶ روز ۸۶ هزار برابر وزن خود غذا می خورند.
آیا میدانید دارکوب ها قادرند ۲۰ بار در ثانیه به تنه درخت ضربه بزنند
آیا میدانید زمان گردش سیاره عطارد بدور خود ۲ برابر زمان گردش آن بدور خورشید میباشد
آیا میدانید ۹۰ ٪ سم مارها از پروتئین تشکیل یافته است
آیا میدانید قلب میگو ها در سر آنها قرار دارد

آیا میدانید گونه ای از خرگوش قادر است ۱۲ ساعت پس از تولد جفت گیری کند
آیا میدانید سطح شهر مکزیک سالانه ۲۵ سانتیمتر نشست میکند
آیا میدانید موشهای صحرایی سالانه یک سوم ذخایر غذایی جهان را نابود میسازند
آیا میدانید بیشترین سرعت که انسان دست یافته ۴۰,۰۰۰ کیلومتربا سفینه آپالو ۱۰ است
آیا میدانید چین بیشتر از هر کشوری همسایه دارد، چین با ۱۳ کشور هم مرز است

آیا میدانید موریانه ها قادرند تا ۲ روز زیر آب زنده بمانند
آیا میدانید کبد انسان در ۳۰۰ تا ۵۰۰ روز نو میشود، یعنی اینکه از سلولهای جدیدی برخوردار میشود
آیا میدانید درازترین دم به سوسمار آبهای شور تعلق دارد که درازای آن به ۳ متر میرسد
آیا میدانید قدمت خالکوبی به بیش از ۵۰۰۰ سال میرسد
آیا میدانید اغلب مارها دارای ۶ ردیف دندان میباشند

آیا میدانید شمپانزه ها قادرند مقابل آینه چهره خود را تشخیص دهند اما میمونها نمیتوانند
آیا میدانید قلب والها تنها ۹ بار در دقیقه میتپد
آیا میدانید درازترین جانور یک نوع کرم خاکی است که درازای آن به بیش ۵۵ متر میرسد
آیا میدانید اولین کلیسای ساخت بشر یعنی کلیسای پطرس مقدس در انطاکیه ترکیه میباشد
آیا میدانید تقریبا ۶۵ ٪ وزن انسان را اکسیژن تشکیل میدهد.

آیا میدانید رشد تعداد ماشینها در جهان ۳ برابر رشد جمعیت انسانهاست.
آیا میدانید وزیر دفاع اسراییل و ریس حزب کارگر آن ایرانی الاصل میباشند.
آیا میدانید ایران زمان شاه دارای ورزیده ترین خلبانان دنیا بود و تیم اکرو جتش حرف اول را در دنیا میزد
آیا میدانید بیشترین آمار طلاق در جهان متعلق به ایران است
آیا میدانید کوکا کولا در اصل سبز رنگ است
آیا میدانید اسم قاره ها با همان حرفی که آغاز میشود پایان میابد

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  11 Jan 2010ساعت 12 PM  توسط Mehdi  | 

داستان بسیار خواندنی و پند آموز

یک سخنران معروف در مجلسی که دویست نفر در آن حضور داشتند، یک اسکناس هزار تومانی را از جیبش بیرون آورد و پرسید: چه کسی مایل است این اسکناس را داشته باشد؟
دست همه حاضرین بالا رفت.
 

سخنران گفت: بسیار خوب، من این اسکناس را به یکی از شما خواهم داد ولی قبل از آن می خواهم کاری بکنم. و سپس در برابر نگا ه های متعجب، اسکناس را مچاله کرد و پرسید: چه کسی هنوز مایل است این اسکناس را داشته باشد؟

و باز هم دست های حاضرین بالا رفت.

این بارمرد، اسکناس مچاله شده را به زمین انداخت و چند بار آن را لگد مال کرد و با کفش خود آن را روی زمین کشید. بعد اسکناس را برداشت و پرسید: خوب، حالا چه کسی حاضر است صاحب این اسکناس شود؟ و باز دست همه بالا رفت. سخنران گفت: دوستان ، با این بلاهایی که من سر اسکناس در آوردم، از ارزش اسکناس چیزی کم نشد و همه شما خواهان آن هستید.

و ادامه داد:

در زندگی واقعی هم همین طور است، ما در بسیاری موارد با تصمیمــاتی که می گیریم یا با مشکلاتی که روبرو می شویم، خم می شویم، مچالــه می شویم، خاک آلود می شویم و احساس می کنیم که دیگر پشیزی ارزش نداریم، ولی این گونه نیست و صرف نظر از این که چه بلایی سرمان آمده است هرگز ارزش خود را از دست نمی دهیم و هنوز هم برای افرادی که دوستمان دارند، آدم با ارزشی هستیم.

+ نوشته شده در  11 Jan 2010ساعت 11 AM  توسط Mehdi  | 

پشت صحنه 90 چه گذشت؟

شفاف : اظهارات محمد دادکان در برنامه 90 علیه محمد علی آبادی و برخی دیگر از مدیران ورزشی بازتاب های گسترده زیادی داشته است .

 
از یک سو برخی از فعالان رسانه ای خواستار تهیه برنامه هایی چون 90 در عرصه های اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی و اقتصادی شده اند و از سوی دیگر برخی رسانه ها به مسائل این برنامه و پشت صحنه آن می پردازند .

بنا به گزارش گل محمد دادکان پیش از شروع برنامه گفته بود : «من از گفتن هیچ چیز ترس ندارم. هر حرفی باشد می‌زنم. مدرک هم دارم. آقایان نمی‌توانند دیگر همه‌چیز را پنهان کنند.»

با همین جمله‌ها بود که دوشنبه شب متفاوت 90 در استودیو 11 کلید خورد. یکی از دست‌اندرکاران این برنامه می‌گوید: «باور کنید هیچ مشکلی در طول برنامه وجود نداشت. هیچ محدودیتی نبود و هیچ دستوری هم از بالا نرسید....»

به دلیل پخش سریال آشپزباشی 90 با تأخیری نیم ساعته روی آنتن رفت و در پایان، 10 دقیقه زودتر تمام شد. قرار بود ساعت يك و 30 دقیقه بامداد این برنامه تمام شود ولی یک تماس کافی بود تا زمان 10 دقیقه کاهش یابد.

او به خوبی می‌دانست یکی از حساس‌ترین برنامه‌هایش را روی آنتن خواهد برد، مثل همان برنامه‌ای که صفایی‌فراهانی با جمله‌هايش فوتبال را به‌هم ریخت. شاید مهم‌ترین عاملی که کمی تذکرها را روانه میز کاری عادی فردوسی‌پور کرد، بحث پيامك‌های 90 بود. به دلیل ایجاد حساسیت و پاره‌ای از مشکلات در این زمینه، او مجبور شد به دفتر رؤسا برود و کمی توجیه شود.

آن فرد مسئول این مسئله را تأييد می‌کند: «قبل از اجرای برنامه شایعه‌ها کار خودش را کرد. به‌خاطر همین کمی سخت گرفتند .

این جلسه نتایج دیگری هم داشت. یکی از نتایج آن این بود که مسابقه 4 گزینه‌ای 90، سه گزینه‌ای شود و نام سازمان تربیت‌بدنی از گزینه‌ها خارج شود. این تنها اتفاق صورت گرفته در مسابقه پيامك اين برنامه نبود چون گزینه‌ها هم جا‌به‌جا شدند.

این را همان فرد تأييد می‌کند: «گزینه 3 فدراسیون فوتبال بود که قبل از برنامه گزینه یک شد. گزینه 2 خداحافظی نسل طلایی بود و گزینه اول هم ضعف مربیان. منتهی به دلایلی قبل از برنامه تصمیم گرفته شد آن‌ها را جا‌به‌جا کنند!»

موضوعی که البته دادکان را به واکنش واداشت و گفت: «9 تا از بازیکنان جام‌جهانی در ترکیب تیم ملی هستند چطور ما می‌گوییم خداحافظی نسل طلایی؟»

البته به هیچ یک از گزینه‌ها هم رأی نداد تا نشان دهد هیچ‌کدام از آن‌ها را در ناکامی تیم ملی دخیل نمی‌داند. جواب او تنها سازمان تربیت‌بدنی بود که در لحظه‌هاي آخر از بین گزینه‌ها بیرون کشیده شد. رئیس سابق فدراسیون فوتبال به‌جز این موارد، حرف دیگری در پشت صحنه برنامه 90 به زبان نیاورد. بعد از اتمام برنامه هم وقتی استودیو را ترک می‌کرد، با لبخندی گفت: «دیدید همه چیز را گفتم. من فقط از خدا می‌ترسم.»

+ نوشته شده در  11 Jan 2010ساعت 11 AM  توسط Mehdi  |